
الگوی کنج یا الگوی گُوِه از برخورد دو خط روند همگرا تشکیل میشود. جایی که نوسان قیمت کمکم فشردهتر میشود تا در نهایت یک شکست (Breakout) پرقدرت به بالا یا پایین رخ دهد. در کنج صعودی هر دو خط به سمت بالا شیب دارند و معمولاً شکست نزولی و ادامه یا برگشت نزولی را سیگنال میدهند. درحالیکه در کنج نزولی هر دو خط رو به پاییناند و اغلب شکست صعودی و شروع یا ادامه روند صعودی را هشدار میدهند.
برای کسب سود با الگوی کنج در فارکس، تریدرهای حرفهای معمولاً صبر میکنند تا قیمت از الگو خارج شود؛ سپس در جهت شکست وارد معامله میشوند. حد ضرر را هم پشت آخرین سقف یا کف داخل الگو قرار میدهند و حد سود را تقریباً برابر ارتفاع کنج (بیشترین فاصله بین دو خط)، از نقطه شکست محاسبه میکنند. این رویکرد باعث میشود نسبت ریسک به ریوارد مناسبی شکل بگیرد و در صورت شکست معتبر، حرکت قیمت معمولاً آنقدر قدرتمند است که پوششدهنده اسپرد و کمیسیون و خطاهای جزئی تحلیل باشد.
از نظر ساختاری، الگوی کنج زمانی شکل میگیرد که قیمت درون دو خط روند مورب (حمایت و مقاومت) نوسان کند و این دو خط به مرور به هم نزدیک شوند. در این حالت سقفها و کفها هنوز در جهت روند قبلی حرکت میکنند. اما دامنه نوسان هر بار کوچکتر میشود و این یعنی مومنتوم در حال ضعف است. کنجها جزو الگوهای نسبتاً قابلاعتماد هستند و در صورت تأیید با حجم معاملات و اندیکاتورهایی مثل RSI یا MACD، میتوانند نقاط ورود با احتمال موفقیت بالاتر از میانگین بازار فراهم کنند.
در بازار فارکس این الگو بیشتر روی تایمفریمهای H1 و H4 و حتی روزانه بررسی میشود. چون در تایمفریمهای خیلی پایین (مثل M1 و M5) نویز قیمتی باعث بروز شکستهای کاذب متعدد و سیگنالهای اشتباه میشود. دلیل این که بسیاری از تریدرها برعکس حساب ریل، نتایج بسیار خوبی از الگوی گنج در حسابهای دمو میگیرند؛ این است که بدون مدیریت ریسک، تأیید حجم و انتخاب تایمفریم مناسب، هیچ الگوی تکنیکالی بهتنهایی مزیت پایدار ایجاد نمیکند.
الگوی کنج صعودی یا رایزینگ وج (Rising Wedge) زمانی دیده میشود که هم خط حمایت و هم خط مقاومت شیب صعودی دارند. اما شیب خط حمایت بیشتر است. این یعنی هرچند قیمت در حال بالا رفتن است؛ اما مومنتوم صعودی در حال ضعیف شدن و فشار فروش بهتدریج، در حال افزایش است. در اکثر منابع آموزشی، کنج صعودی را اغلب یک الگوی بازگشتی نزولی میدانند که پس از یک روند صعودی شکل میگیرد. اما در روند نزولی هم میتواند به عنوان الگوی ادامهدهنده عمل کند و بعد از یک اصلاح صعودی، دوباره قیمت را به سمت پایین پرتاب کند. dailypriceaction

در مقابل، الگوی کنج نزولی یا فالینگ وج (Falling Wedge) جایی است که هر دو خط به سمت پایین شیب دارند و معمولاً شیب خط مقاومت بیشتر است. این ساختار نشان میدهد که فروشندگان در حال از دست دادن قدرت و خریداران در حال جمعکردن آرام آرام حجم هستند. کنج نزولی اغلب بهعنوان یک الگوی بازگشتی صعودی در انتهای روند نزولی دیده میشود. اما در میانه یک روند صعودی هم میتواند نقش الگوی ادامهدهنده را بازی کند و بعد از یک اصلاح نزولی عمیق، شروع موج صعودی بعدی را نشان دهد. dailypriceaction
برای تشخیص درست الگوی Wedge در چارت، ابتدا باید وجود یک روند نسبتاً واضح قبل از الگو را بررسی کرد. کنجها معمولاً وسط بازارهای رنج کوتاهمدت معنا ندارند و زمانی معتبرترند که بعد از یک حرکت جهتدار (صعودی یا نزولی) ظاهر شوند. سپس با اتصال حداقل دو سقف متوالی و دو کف متوالی، دو خط روند همگرا ترسیم میشود. هر چه تعداد برخوردها به این خطوط بیشتر باشد (مثلاً 3 تا 5 برخورد)، الگو قابلاعتمادتر است و احتمال شکست معتبر بالاتر میرود. در مرحله بعد، باید به حجم معاملات و رفتار اندیکاتورها دقت کرد. معمولاً حین شکلگیری یک الگوی کنج، حجم بهتدریج کاهش مییابد و در لحظه شکست، افزایش حجم میتواند تأیید خوبی برای ورود باشد. در حالی که واگرایی در RSI یا MACD نیز ضعف روند قبلی را نشان میدهد.
الگوی گُوِه زمانی ارزشمند است که آن را نه بهعنوان یک «الگوی جادویی»، بلکه بهعنوان ابزاری برای تشخیص ضعف مومنتوم و آمادهشدن بازار برای شکستهای قوی درک کنید. کنج صعودی و کنج نزولی هر دو میتوانند در نقش بازگشتی یا ادامهدهنده ظاهر شوند. اما کیفیت سیگنال آنها کاملاً به بستر روند، حجم معاملات و تأییدهای تکنیکال وابسته است. گر میخواهید بهجای آزمون و خطای صرف با کنجها، روند تصمیمگیری خود را در کنار استراتژیهای حرفهای بسنجید و از تجربه معاملهگران موفق در حسابهای واقعی ایده بگیرید؛ استفاده از ابزارهایی مثل سرویس کپیترید در بروکر Orbex استفاده کنید.



ثبت نظر
هیچ نظری ثبت نشده است