ریسک یک درصدی برای هر معامله، بهتنهایی ریسک کل حساب را مشخص نمیکند. همچنین سه معامله همزمان، هرکدام با 1% ریسک، در مجموع 3% زیان برنامهریزیشده دارند. همبستگی آنها نیز میتواند احتمال زیان همزمان را افزایش دهد. برای انتخاب استراتژی مدیریت ریسک باید حجم هر موقعیت، مجموع معاملات باز و وضعیت حساب را در نظر داشته باشید. در ادامه، روشهای کاربردی را با مثال مقایسه میکنیم؛ از تعیین حجم متناسب با نوسان تا کاهش ریسک هنگام افت سرمایه.
کدام استراتژی مدیریت ریسک برای شما مناسبتر است؟
انتخاب روش مناسب به اندازه حساب، تعداد معاملات باز، نوسان بازار و میزان افت سرمایهای بستگی دارد که میتوانید تحمل کنید. جدول زیر نشان میدهد هر روش کدام بخش از ریسک را کنترل میکند.
| روش مدیریت ریسک |
چه زمانی کاربرد دارد؟ |
| ریسک درصدی ثابت |
وقتی میخواهید مبلغ ریسک با رشد یا افت حساب تغییر کند |
| تنظیم حجم بر اساس استاپ و نوسان |
وقتی فاصله حد ضرر در معاملات متفاوت است |
| سقف ریسک معاملات همزمان |
وقتی چند موقعیت باز یا ورود پلهای دارید |
| کاهش ریسک هنگام افت سرمایه |
وقتی افت حساب به آستانه تعیینشده در برنامه میرسد |
| خروج پلهای یا حد ضرر متحرک |
وقتی برای مدیریت معامله پس از ورود، قواعد مشخص میخواهید |
| محدودکردن معاملات اطراف اخبار |
وقتی موقعیتها در معرض خبر مهم یا گپ قرار دارند |
این روشها مکمل یکدیگرند. برای مثال، میتوانید بودجه هر معامله را درصدی از حساب تعیین کنید؛ حجم را با فاصله استاپ تطبیق دهید و برای مجموع معاملات باز نیز سقف جداگانهای داشته باشید. اگر تحمل افت سرمایه شما پایین است؛ تنها کوچککردن هر معامله کافی نیست؛ تعداد موقعیتهای همزمان و قواعد توقف نیز باید با این محدودیت هماهنگ باشند. در ادامه تمام این روشها را بررسی میکنیم.
تعیین بودجه ریسک؛ مبلغ ثابت یا درصد ثابت از حساب؟
بودجه ریسک، مبلغی است که پیش از ورود برای زیان احتمالی معامله در نظر میگیرید. این مبلغ با ارزش کل معامله یا مارجین لازم برای بازکردن آن تفاوت دارد. دو روش رایج برای تعیین آن، مبلغ ثابت دلاری و درصد ثابت از حساب هستند. در روش دلاری، مثلاً برای هر معامله ۲۰ دلار ریسک تعیین میکنید. اما در روش درصدی، مبلغ ریسک با اندازه حساب تغییر میکند.
درصد ریسک را بر اساس بالانس محاسبه کنیم یا اکوئیتی؟
بالانس نتیجه معاملات بستهشده و واریز و برداشتها را نشان میدهد. اکوئیتی سود و زیان شناور معاملات باز را هم در نظر میگیرد؛ بنابراین تصویر بهروزتری از ارزش حساب ارائه میکند. مبنای اکوئیتی، زیان باز را در محاسبه وارد میکند؛ اما با سود شناور نیز افزایش مییابد. یک قاعده قابلآزمون، استفاده از عدد کوچکترِ بالانس و اکوئیتی در لحظه پیش از ورود است. به این ترتیب، زیان شناور بودجه را کاهش داده؛ ولی سود تحققنیافته آن را افزایش نمیدهد.
هر مبنایی انتخاب میکنید، زمان محاسبه را در پلن مشخص کنید. این بودجه برای معامله جدید است و باید در کنار ریسک موقعیتهای باز بررسی شود. همچنین، مبلغ محاسبهشده سقف قطعی زیان نیست؛ اسلیپیج و هزینههای اجرا میتوانند زیان واقعی را تغییر دهند.
تنظیم حجم معامله بر اساس حد ضرر و نوسان بازار
ابتدا محل منطقی
حد ضرر را مشخص کنید. سپس حجم را با بودجه ریسک تطبیق دهید. انتخاب حجم ثابت برای همه معاملات، وقتی فاصله استاپ تغییر میکند؛ به معنای پذیرفتن ریسکهای متفاوت است. به طور کلی با بودجه ثابت، استاپ دورتر به حجم کمتری نیاز دارد.
چگونه فاصله استاپ و ATR را در تعیین حجم لحاظ کنیم؟
حجم معامله از تقسیم بودجه ریسک بر زیان هر لات تا استاپ به دست میآید:
حجم به لات = بودجه ریسک ÷ (فاصله استاپ به پیپ × ارزش هر پیپ برای یک لات)
اندیکاتور ATR به سنجش نوسان و انتخاب فاصله استاپ کمک میکند. ضریب ATR باید برای نماد و تایمفریم شما آزموده شود؛ یعنی عدد ثابتی برای همه معاملات ندارد. محل استاپ نیز باید با نقطهای که تحلیل معامله را نامعتبر میکند؛ سازگار باشد.
هزینه معامله و حداقل لات چگونه محاسبه را تغییر میدهند؟
اسپرد، کمیسیون و هزینه نگهداری احتمالی، بخشی از بودجه ریسک را مصرف میکنند و باید در
محاسبه حجم لحاظ شوند. همچنین در نظر داشته باشید
اسلیپیج نیز میتواند زیان واقعی را از برآورد اولیه بیشتر کند. حجم نهایی را مطابق گام مجاز سفارش، رو به پایین گرد کنید. به طور کلی اگر حجم محاسبهشده کمتر از حداقل لات است؛ یعنی معامله با بودجه شما سازگار نیست. بهجای افزایش اجباری ریسک یا نزدیککردن بیدلیل استاپ، از ورود صرفنظر کنید یا حسابی دیگر با قرارداد کوچکتر را بررسی کنید.
کنترل ریسک مجموع معاملات و مواجهه مشترک با ارزها
اگر موقع ترید چند معامله باز میکنید باید بدانید؛ کنترل ریسک هر معامله، به تنهایی کافی نیست. باید بدانید اگر چند موقعیت همزمان زیانده شوند؛ چه فشاری به حساب وارد میشود. این بررسی شامل معاملات باز و سفارشهای معلقی است که امکان فعالشدن همزمان دارند.
چرا معامله روی چند جفتارز همیشه تنوعبخشی نیست؟
چون خرید EUR/USD و GBP/USD در هر دو حالت به معنای فروش دلار در برابر ارز دیگر است. بنابراین، تقویت دلار میتواند هر دو معامله را تحت فشار قرار دهد. متفاوتبودن نام جفتارزها، لزوماً به معنای مستقلبودن ریسک آنها نیست. همچنین همبستگی نیز ثابت نیست و با شرایط بازار و بازه بررسی تغییر میکند. این دو مفهوم را نباید یکی دانست.
برای معاملات همزمان و ورود پلهای چگونه سقف ریسک تعیین کنیم؟
در پلن معاملاتی خود، برای مجموع معاملات و برای موقعیتهای وابسته به یک ارز، سقف جداگانه تعیین کنید. پیش از سفارش جدید، زیان برآوردی موقعیتها تا استاپ، هزینهها و ریسک سفارشهای معلق قابلفعالشدن را کنار هم بسنجید. مبنای محاسبه را یکسان نگه دارید. توجه داشته باشید که ریسک از نقطه ورود با افت احتمالی از اکوئیتی فعلی متفاوت است.
در ورود پلهای، بودجه ریسک متعلق به کل موقعیت است. هر پله باید با حجم، قیمت ورود و استاپ خودش محاسبه شود. تقسیم سفارش، مجوز چندبرابرکردن بودجه اولیه نیست. پس اگر مجموع از سقف عبور میکند؛ حجم سفارش جدید را کاهش دهید یا از افزودن آن صرفنظر کنید. همچنین گپ و اسلیپیج همچنان میتوانند زیان واقعی را بیشتر کنند.
برای بررسی فرصتهای معاملاتی میتوانید از سیگنالهای رایگان اوربکس فارکس استفاده کنید. پیش از اجرای هر پیشنهاد، وابستگی آن به معاملات فعلی و ظرفیت باقیمانده بودجه ریسک حساب را بسنجید. هر سیگنال تازه، الزاماً جای یک معامله تازه در حساب شما ندارد.
کاهش ریسک هنگام افت حساب و تعیین سقف زیان
وقتی حساب وارد دوره زیان میشود؛ برای کاهش ریسک یا توقف معامله به قواعد مشخص نیاز دارید. این تصمیمها را پیش از شروع معاملات بنویسید تا میل به جبران ضرر، برنامه شما را تغییر ندهد. برای مثال با رسیدن افت حساب به آستانه تعیینشده، سهم کمتری از سرمایه را در هر معامله به خطر بیندازید. برای زیان روزانه هم سقف جداگانهیی داشته باشید. همچنین در محاسبات خود، نتیجه معاملات بستهشده، تغییر سود و زیان معاملات باز و هزینهها را لحاظ کنید.
بازگشت به ریسک عادی چه شرطی داشته باشد؟
بازگشت را به کاهش افت حساب و رعایت قواعد، طی دورهای مشخص وابسته کنید. یک معامله سودده، بهتنهایی دلیل کافی برای افزایش ریسک نیست. کاهش ریسک ممکن است بازیابی حساب را هم کندتر کند. به همین دلیل، آستانههای کاهش، توقف و بازگشت باید روی سابقه معاملات امتحان شوند. اعداد اینفوگرافی صرفاً یک برنامه فرضی را نشان میدهند.
مدیریت ریسک پس از ورود؛ خروج پلهای یا جابهجایی استاپ؟
پس از ورود، میتوانید با بستن بخشی از حجم یا تغییر محل استاپ، ریسک باقیمانده را مدیریت کنید. هر تصمیم، فرصت کسب سود را هم تغییر میدهد؛ بنابراین قواعد خروج باید از قبل مشخص باشند. فرض کنید یک معامله خرید وارد سود شده؛ اما هنوز به هدف نرسیده است. در خروج پلهای، بخشی از موقعیت را میبندید و سود آن را محقق میکنید. اگر صعود ادامه یابد؛ فقط حجم باقیمانده از آن بهره میبرد. اما اگر قیمت برگردد؛ بخش بستهشده دیگر در معرض نوسان نیست.
در
تریلینگ استاپ، میتوانید کل حجم را باز نگه دارید و با پیشروی قیمت، حد ضرر را طبق قاعده جابهجا کنید. این روش امکان همراهی با ادامه حرکت را حفظ میکند. اما استاپ نزدیک ممکن است در یک اصلاح کوتاه فعال شده و معامله را زودتر از انتظار ببندد.
انتقال حدضرر به نقطه ورود
قیمت ورود شما الزاماً سطح مهمی در نمودار نیست. انتقال زودهنگام استاپ به آن میتواند معامله را با یک نوسان معمولی ببندد. درحالیکه دلیل اولیه ورود همچنان معتبر است. شرط انتقال بهتر است به پیشروی مشخص قیمت یا تغییر ساختار بازار وابسته باشد. همچنین، خروج در قیمت ورود لزوماً سربهسر نیست؛ کمیسیون، هزینه نگهداری احتمالی و اسلیپیج میتوانند نتیجه خالص را منفی کنند. معیار انتخاب، اثر این قاعده بر میانگین سود و زیان مجموعه معاملات است؛ نه صرفاً احساس امنیت پس از جابهجایی استاپ!